ته نوشت : صدای ساز بوی نم می داد --- امروز بغض دارم .. ازینکه هی محکوم میشم به این که دل ندارم اما تو دلم آشوبه و همه رو آروم میکنم وکسی نمیفهمه به من چی میگذره ناراحتم .. امروز که هیشکی خونه نیست و هر جارو نگا میکنم میبینم تموم اتاقت پر از وسایل غنایم جنگی ِ منه و حرصم گرفت که چقدر دنبال فلان کتاب و لباس گشتم و تو اتاق تو پیداش کردم ؛دلم برات تنگ شد خره. ته نوشت : شخصی نوشت : بین من و تو نوشت : دٍسر یادت نره .منم که پیش غذا یادمه . ته نوشت : شبیه مترسک پیرِ مزرعهای شدهاَم که سکوتِ تلخ و سنگینَش،
با هر ضربه دستم روی گيتار شکستم
ميخوام که بدونی هنوزم عاشقت هستم
با هر قطعه اين شعر يه عالم خاطره دارم
می خونم و می گم هنوزم دوستت دارم
- خاطره اين شعر بر می گرده به ۳ سال پيش...چقدر پاک بودم من...تو ام پاک بودی...چی شديم ما؟
شیشه ها ضرب گرفته بودند
پشت تمام پنجره ها
باران ، نارنجی بود
و من با تمام نت های جهان گریه می کردم...

1)
این فضای بدون تو
این هوای بدونِ تو
یا این کوچه های ِ بدونِ تو
یا همین زمستان ِ بدون ِ تو...
همه چیز،بدون ِ توست....
2)
چرا وقتی فراموش می شوم
دردم می گیرد
شاید مُسکن نگاهت
گاهی از یادم می بُرد
که دلم یخ زده بود
کمی نگاه می خواهم عزیز!
3)
دل درد این روزهای من
نه به خاطر نبودنت
نه به خاطر هیچ چیز نیست
دلم تَرَک خورده است ...
بی ربط نوشت ۱ : Gorkiy امیدوارم از اون هدیه ی ناقابل خوشت بیاد :)
بی ربط نوشت ۲ : آره رادمان ٬
تو راست می گفتی ..
من هنوز بچه ام !
بی ربط نوشت ۳ : سیمین به دستت رسید بالاخره یا نه ؟ :|
مهم نوشت : دلم هوای کسی را کرده
که خلاء نبودنش
خفه ام نکند ٬ هیچوقت !

دلم میخواهد ماه ٍ من و تو همیشه پشت ابر بماند و
هیچ کس از عشق ما با خبر نشود .
آدم ها حسودند ،
زمانه بخیل است و
دنیا عاشق کُش است !
بی ربط نوشت : وقتی خدا بخواهد مورچه ای را نابود کند ،
دو بال به او میدهد تا پرواز کند
آن وقت پرندگان شکارش میکنند ...
ته نوشت : گفت مرا یادت هست ؟
دویدم و در راه فکر کردم که من چه یادی دارم ،
چرا یادم به وسعت همه ی تاریخ است !
و چرا آدم ها در یاد من زندگی میکنند و من در یاد هیچ کس نیستم ؟!
مهم نوشت : کاش تولد من هم می ماند برای بعد !
به کجای دنیا بر میخورد ؟
* از کتاب سال بلوا نوشته ی عباس معروفی ساقی نوشت : بین من و تو نوشت : دلم برای َ ت تنگ شده حذف شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
میشنوی ؟ ...
عاطی نوشت : اساسا خونه ای که جوجه نداره غیر قابل تحمله .. لطفا سفرت زودتر تموم شه چون من دلم تنگ شده اونم از نوع خیلی .. اینروزا هی بغضمو قورت میدم .. یه جاهایی به روم نمیارم .. جای کار خرابیات خالیه خیلی .. حتی جای کل کل های پنهانی و تو دلمون .. امروز و دیروز و پریروز فقط دلم برای تو تنگ شد .. و فقط واسه تو نوشتم .. خیلی وقت بود مسافرت تنها نرفته بودیا ..
امروز بغض دارم .. امروز که خونه ساکته و کسی نیست سرش غر بزنم دلم برات تنگ شد..
صدامونو برديم بالا،
اخمامون رفته تو هم،
هی اين دو تا همديگه رو می بوسن!
يکی اون کانال رو عوض کنه! اه!
+بدم مياد از آدمايی که تقصيرات خودشونو گردن ديگران ميندازن و بد بختانه...

این عشق بی نهایت مجازی ِ تو
با قلب حقیقی من چه کرد...؟!
که بر در هر تالار تشریح شهر
صحبت از بی دلی دختریست ٬
که خود را کشت!
پ ن : هر آبگیری برای دلتنگی ماهی
عکس ماه را می دزدد
سمفونیِ ناموزوونِ کلاغهای کاجنشین را به بازی میگیرد.
چه تلخ به این باور رسیدهاَم که سخت،
محتاج یک همصحبت شدهاَم و آسمانِ خیالَم بیستاره باشد و چرکین!
بعد نوشت ۱ : فردا ٬ سه شنبه ٬ ساعت ۴:۳۰ ٬ فرودگاه بین المللی ٬ من -تنها- ٬ پرواز ٬ دوبی !!
عاطفه / مارال / رویا / سیمین / راشین / مرسی بابت اس م اس و ... !
بعد نوشت ۲ : یلدا مبارک

این رسمش نبود
حالا من هر چه بگویم
باز حرف،
حرف خودت می شود
اما این رسمش نبود...
ما را بارانی ِ شبهای ِ مهتابی کنی
خودت بروی به ستاره ها بخندی !
------------------------
مخصوص نوشت : اگر تو نبودی که تا حال قالب تهی کرده بودم دختر...
بمان و از نامهربانی نگو که هر قطره اشکت
به اندازه ی دریای آتشی دلم را می گدازد...
ته نوشت : خواستگاری ِ جالبی بود !!!!!!!
مهم نوشت : هر چیزی حدی داره ! تو هم حد ِ خودتو رعایت کن ...
ساقی خوش به حالت،هميشه شادی...آدم با تو پير نميشه...
_نيشخند...
کاشکی تو مال من بودی...
_خنده(بلند تر)...
ساقی تو اين همه انرژی رو از کجا مياری؟
_سکوت(خنده رو لبام خشک شد)...نميدونم...
پ ن : شاید تو !
| Design By : Night Melody |
